شيخ ذبيح الله محلاتى
355
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
رسول خدا فرمود ( يا على لا يحبك الا مؤمن و لا يبغضك الا منافق ) يعنى دوست ندارد ترا مگر كسى كه مؤمن باشد و دشمن ندارد ترا مگر منافق . و نيز در استيعاب گويد ( قال النبي من كنت مولاه فعلى مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه ) . و نيز در همين كتاب گويد ( قال النبي صلّى اللّه عليه و آله و سلّم من احب عليا فقد اجنى و من ابغض عليا فقد ابغضنى و من آذى عليا فقد آذانى و من آذانى فقد آذى اللّه ) . يعنى كسى كه على را دوست دارد مرا دوست داشته و كسى كه على را دشمن دارد مرا دشمن داشته كسى كه على را اذيت كند مرا اذيت كرده است و هركه مرا اذيت كند خدا را اذيت كرده ) . و اين احاديث در نزد اهل سنت متواتر است انصفونا ان كنتم مؤمنين كلام ابى يعقوب معتزلى در حق عايشه ابو يعقوب يوسف بن اسماعيل اللمعانى از مشاهير معتزله است و كاملا در مذهب خود متعصب است باعتراف ابن ابى الحديد در جلد 2 ص 456 و عبارت او را مفصلا نقل كرده كه حقير الفاظ او را در جلّد 4 ( الكلمة التامة ) ايراد كردهام اين مختصر گنجايش آن را ندارد فقط به پارهء آن الفاظ قناعت مىشود . منها قوله و كانت لعائشه على رسول اللّه جرأة و ادلال عليه الخ ) از اين عبارت واضح است كه عايشه از سوء معاشرت پاس حرمت پيغمبر نداشتى و چون دختران اجلاف اسائه ادب بخرج دادى با اينكه از پستترين قبائل عرب بودي و رحمى داشتى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود الحصير فى ناحيه البيت خير من امراة لم تلد مع ذلك خود را عزيز بلاجهت دانستى و افشاى سر رسول خدا نمودى با رفيقهء خود حفصه تا اينكه قرآن در تظاهر ايشان نازل گرديد كه مردم شب و روز آن را قرائت مىنمايند و در حق ماريهء قبطيه گفت آنچه را گفت . منها قوله و اول بدا الضغن كان بين عائشة و بين فاطمه الخ ) آيا جائز بود براى